Conception beauvoirienne de la psychanalyse freudienne

Type de document: Recherches

Auteurs

1 Doctorante, Branche des Sciences et de la Recherche Université Azad Islamique, Téhéran

2 Maître assistant, Université Azad Islamique de Téhéran

Résumé

Dans le contexte de nos recherches sur la technique du roman dans l’œuvre de Simone de Beauvoir, nous avons relevé que par rapport à la psychanalyse freudienne notre auteur était en contradiction avec lui-même. Elle avait entrepris dans Le Deuxième Sexe un travail sur la psychanalyse. Elle y évoque la nécessité de refondre les théories psychanalytiques d’un point de vue féministe. L’apprentissage de la féminité empêche la femme de s’affirmer comme transcendante. Elle se voudrait sujet, mais elle se fait objet. On trouve chez elle un élan existentiel non concrétisé, un désir abstrait de liberté et de l’autonomie. Beauvoir critique le parti pris masculin des psychanalystes – surtout chez Freud – où la femme est conçue comme l’envers négatif de l’homme. Elle rejette clairement cette méthode qui pose la sexualité comme une donnée irréductible. Si nombreuses que soient ces critiques, elles n’aboutissent pas à un rejet total de la psychanalyse, mais à une reprise partielle : entre le point de vue psychanalytique et la perspective de la morale existentialiste que Beauvoir adopte, elle s’accorde avec Freud sur un certain nombre de faits mais elle se trouve en désaccord sur leur interprétation. Nous avons essayé de jeter une certaine lumière sur cette réinterprétation de la psychanalyse du point de vue de Beauvoir.

Mots clés

Sujets principaux


Titre d’article [Persian]

برداشت سیمون دو بووآر از روانکاوی فروید

Auteurs [Persian]

  • میترا زارعی برزی 1
  • غلامرضا ذات علیان 2
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
Résumé [Persian]

در جریان تحقیقات خود در رابطه با موضوع پایان نامه که بررسی تکنیک رمان نویسی در آثار سیمون دو بووآر بوده است، متوجه دوگانگی و تناقضی شدیم که نویسندۀ ما در دریافت روانکاوی فروید از خود نشان داده است. بووآر در کتاب جنس دوم به بررسی روانکاوی پرداخت. او در این اثر ضرورت اصلاح و بازنگری تئوری­های روانکاوانه را از دیدگاه فمینستی مطرح ساخت. فراگیری رمز و راز زنانگی مانع می شود که زن بتواند از امکانات و ماهیت طبیعی خود فراتر برود. او تمایل دارد که نهادی کارگزار (sujet) باشد ولی به نهادی کارپذیر (objet) مبدل می­شود. نزد زن یک جهش وجودی به چشم می­خورد که البته عینی و ملموس نمی­شود و در حد انتزاع باقی می­ماند، یک تمایل انتزاعی برای آزادی و استقلال طلبی. بووآر پیشداوری و حکم­های انعطاف ناپذیر روانکاوانه را از سوی مردان مورد انتقاد قرار می­دهد ـ به ویژه نزد فروید ـ که در آن زن رویۀ منفی مرد به شمار می­آید. بووآر این روش را که در آن جنسیت همچون یک دادۀ گریزناپذیرست به وضوح رد می­کند. هر چند که انتقادات بووآر در این باب فراوان است، ولی این امر سبب نمی­شود که او مسائل روانکاوی را به کلی رد کند، بلکه نیاز به یک بازنگری در بخشی از این مسائل را ضروری می­داند: میان دیدگاه روانکاوانه و چشم انداز اصول اعتقادی اگزیستانسیالیسم که مورد پذیرش بووآر است، او در رابطه با بخشی از موارد روانکاوی با فروید هم عقیده است ولی در خصوص تفسیر آن قضایا با وی اختلاف نظر دارد. ما در این مقاله سعی کرده­ایم تا بازنگری مسائل روانکاوی را از دیدگاه بووآر روشن سازیم.

Mots clés [Persian]

  • بووآر
  • فروید
  • روانکاوی
  • اگزیستانسیالیسم
  • جنسیت
  • اتوبیوگرافی